محمد قنبرى
520
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
17 . برداشتهاى غير صحيح از تاريخ در آغاز بحث يادآور شديم كه اساس اعتراضات ما را دو چيز تشكيل مىدهد : يكى اينكه كتاب صحيح الكافى نگارشى است زيانبار و غير مفيد ؛ دوم اينكه ايشان برداشتهايى غير صحيح از تاريخ دارند و بر همين اساس دربارهء احاديث داورى مىكنند . در اينجا نمونههايى را يادآور مىشويم كه خود ايشان برگه به دست دادهاند : نمونه نخست : ايشان مدعى است كه كلينى مطالب كتاب خود را از ميان سيصد هزار حديث برگزيده است . ما در اعتراض خود ، مدرك اين گفتار را خواستار شديم و ايشان در نگارش دوم خود مدرك آن را چنين ارائه دادهاند : « ابن عقده از مشايخ كلينى است و شيخ طوسى در رجال خود مىگويد ابن عقدهء حافظ مىگفت : من صد و بيست هزار حديث مستند به خاطر سپردهام و روى هم رفته مىتوانم پيرامون سيصد هزار حديث شيعه به بحث و مذاكره علمى بنشينم . » در اينجا يادآورى مىكنيم اثبات اين مدعا مبنى بر يك رشته حدسياتى است كه هرگز نمىتواند حجت باشد . اولًا : در عبارت شيخ طوسى كلمهء « شيعه » نيست ، بلكه عبارت چنين است : « و اذاكر بثلاث مأة الف حديث » ، يعنى سيصد هزار حديث را مىتوانم مذاكره كنم . اين احاديث ممكن است مربوط به احاديث شيعه باشد و ممكن است برخى از آن مربوط به احاديث نبوى باشد كه در صحاح و مسانيد اهل تسنن وارد شده است . بالاخص كه ابن عقده زيدى جارودى بود نه امامى اثنى عشرى و گروه نخست در نقل احاديث و حفظ آن مشرب وسيع و گستردهاى دارند كه براى اهل تحقيق روشن است . در اين صورت وجود اين همه احاديث نزد ابن عقده ، گواه بر انتخابى كافى از اين مقدار احاديث نخواهد بود . زيرا ممكن است قسمتى از اين احاديث مربوط به احاديث اهل سنت باشد كه براى كلينى مطرح نبود . ثانياً : درست است كه مؤلف تاريخ بغداد سيصد هزار حديث را كه ابن عقده مدعى حفظ آن بوده است مربوط به احاديث اهل بيت عليهم السلام مىداند ولى مقدار احاديثى را كه مدعى حفظ آن بود بسيار مختلف نقل مىكند ، گاهى مىگويد كه وى گفته است من صد هزار حديث با سند و متن حفظ دارم و سيصد هزار حديث را مذاكره مىكنم ، و